دوستي ودوستيابي
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ

موضوع :

نوع مطلب :دانلود نرم افزار+كرك ،

حتماَ تا حالا برای شما پیش آمده است كه فضای شلوغ و كم سرعت رایانه ی تان شما را كلافه كرده باشد پر شدن فضای رم Ram سیستم یكی از عوامل كاهش سرعت رایانه است كه شما می توانید با نرم افزار Fresh RAM هر چه قدر كه دلتون بخواهد فضای اشغال شده رم را خالی كنید با خالی شدن فضای رم از فایل های بلا استفاده باعث می شود تا سیستم شما یك نفس راحتی بكشد و بلا فاصله برای عملیات بعدی با سرعتی بیشتر آماده شود نرم افزار Fresh RAM 4.5 علاوه بر افزایش سرعت عملیاتی سیستم می تواند.... ((دریافت و توضیحات بیشتر در ادامه مطلب))

Fresh RAM v4.5.0

حتماَ تا حالا برای شما پیش آمده است كه فضای شلوغ و كم سرعت رایانه ی تان شما را كلافه كرده باشد پر شدن فضای رم Ram سیستم یكی از عوامل كاهش سرعت رایانه است كه شما می توانید با نرم افزار Fresh RAM هر چه قدر كه دلتون بخواهد فضای اشغال شده رم را خالی كنید با خالی شدن فضای رم از فایل های بلا استفاده باعث می شود تا سیستم شما یك نفس راحتی بكشد و بلا فاصله برای عملیات بعدی با سرعتی بیشتر آماده شود نرم افزار Fresh RAM 4.5 علاوه بر افزایش سرعت عملیاتی سیستم می تواند سرعت عمل اتصال وارتباط به اینترنت شما را از هر نوعی كه باشد ( ADSL , DSL, DialUP ,ISDN ,... ) تا آخرین توان ممكن افزایش دهد. سادگی در استفاده و امكانات وكارایی مفید یكی از مزایای این نرم افزار است شما می توانید نسخه كامل نرم افزار Fresh RAM 4.5.0 + Serial آن را در این وبلاگ دریافت نمایید.

Fresh RAM v4.5.0

روش نصب:

1- برنامه را نصب كنید

2- سپس برنامه را اجرا و در بالا سمت راست پنجره آن بر روی گزینه Ragister كلیك كنید و فایل متنی همراه این نرم افزار را كه حاوی كد و نام كاربری است را در قسمت مر بوطه وارد كنید وبر روی دكمه زیر آن كلیك كنید.

((در هر حال در صورتی كه در استفاده از این نرم افزار مشكلی داشتید در قسمت نظرات بیان نمایید تا راهنمایی های مربوطه را انجام دهیم))

اطلاعات فایل

تعداد نمایش:

دفعه

نام فایل:

Fresh_RAM_V4.5.0+serial.zip

حجم فایل:

2.96 MB

پسورد فایل:

www.farsitools.mihanblog.com



برچسب : ,
نوشته شده در 28 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 5 | لينك ثابت |


موضوع :

برچسب : ,
نوشته شده در 28 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 1 | لينك ثابت |


موضوع :

دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها(طنز)

دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم

معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم

معنی: من فقط دنبال سکس هستم

دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:

دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم

معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت    نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

اگر به شما هم دروغی گفته شده است، می توانید آنرا در بخش نظرات ذکر کنید.

برچسب : ,
نوشته شده در 28 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 5 | لينك ثابت |


موضوع :

نظر یادتون نره

Image hosting by TinyPic

سلام خوبین ممنون از بازدید شما لطفا

نظرات خودتون را فراموش نکنید

باعث می شه که من بتونم سایت بهتری به شما ارائه بدم

برچسب : ,
نوشته شده در 28 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 4 | لينك ثابت |


موضوع :

 عشق من

برچسب : ,
نوشته شده در 28 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 4 | لينك ثابت |


موضوع :

 

این قسمت تقدیم به کسی که اسمش معنای

همه  زیبائیهاست  معنای  همه عشقها و معنای

همه انتظارها اره انتظاری  سنگین  بطول  همه

همه قرون وعرض همه دنیا کسی که همیشه

اسمش تو دفتر خاطراتم بود واو فکر میکنه که

هیچجا نمیتونه اسم خودشو ببینه شاید اینم از

بدبختی من باشه که اینقده بد خط میدویسم که

حتی اونی که واسش مینویسم که منو بفهمه

حتی تو همه این مدت نتونسته اسم خودشو

جای خودشو لابلای اون همه اوراق ببینه اما

اگه یادش باشه از روز اول نهش گفتم من اون

کسی نیستم که بیامو سر هر کوچه و برزنی

عشقمو داد بزنم . وقتی گفتی من  حتی  بلد

نیستم ادای عاشقارو در بیارم برام خیلی زیاد

سنگین افتاد این حرفت اما بازم گفتم اون که

خودش حالیش اما وقتی فکر میکنی که من

واسه جلب ترحم مینویسم اصلا ذوق نوشتن

تو ادم از بین میره و دیگه ادم نمیدونه چی بگه

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد : تو به من گفتي : از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب ، آئينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم :‌ "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پيش تو؟‌ هرگز نتوانم! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم" باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! اشكي ازشاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت! اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد، يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم ، نرميدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم! بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

برچسب : ,
نوشته شده در 26 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 2 | لينك ثابت |


موضوع :

پسرک بي قرار بود،مي خواست بنويسه دوستش داره اما.......اما دستش مي لرزيد و قلم رو مي انداخت.پسرک پريشون و تنها بود وباور نداشت ديگر دستانش خالي مانده...

کنج اتاق بود و گريه مي کرد و چيکه چيکه آب مي شد.به اين فکر بود آيا فردا آفتابي هست؟يا نه.پنجره هاي شادي رو بسته بود و به تمام عمرش فکر مي کرد.رو برگه هاي خيس از اشک مي نوشت نامرد و گاهي اوقات مي نوشت حلالي به تو تبريک ميگم.خيلي بي قراري ميکرد و هق هق گريه هاش و دل زدناش سكوت پر ستاره شب بهاري بهم ميزد.

مي نوشت اي بي احساس چرا رفتي؟چرا؟........

پسرك نوشت با دستاني سرد و لرزان ۴قاتل من را كشتند ،۴قاتل كه ۲نفر ميدونستن اگه بخوان من ميميرم و خار ميشم اما كارشون رو كردن...اما ۲نفر دگيه بي خبر بودن ،بي خبر از مني كه اين حا بي قرار و عاشق با خاطرات زنده ام و نفسام هم نفس ابره نفس ميكشم.اولين قاتل من دختري بود كه مي خواستم كه به اون ميگفتم خانومي كه تموم قلبم،احساساتم،وجودم،عمرم را به پاش گذاشتم اما با جا گذاشتن قلبم جواب منو داد......

دومين قاتل من دوست خانميم بود كه بي خبر اومد و منو كشت و سومين قاتل رو به خانميم معرفي كرد و در آخر.....

چهارمين قاتل خداست......

خدايي كه من هميشه به او توكل مي كردم و هميشه به اون رو مرحم خودم ميدونستم.حتي عشقمو با خدام قسمت كردم كه نگه ناشكرم اما اين خدا با خانوميم منو بي قرار كردن.خار و پوچم كردن...دلي كه ساده دادم به سادگي به من شكسته پس دادن و اشك و بي تابي شبانه و هزار غم غصه به من دادن...حالا با كي دردودل كنم،خدا؟؟؟؟؟خدايي كه منو كشته؟؟؟خود خدا منو زير شلاق غم و تنهايي زد و زندونيم كرد.خدا ديگه نه...........

من مردم به دست ۴قاتل اميدوارم شما مثل من نشيد

**********************************************

***********************************

*******************

*******

مي دانم تو شكسته اي،مي دانم تو مثل من محزون وخار شدي،فدا بازي ديگري و مي دانم تو مثل من او را التماس كردي و هر شب كنج اتاقت گريه ميكني......ميدانم دلت پره و هروز آه هايي از ته دل ميكشي و حتي رنگ خوشي نداري....گوشه نشين خوه هستيو هنگام مهماني ها يك گوشه ازلت زده اي و غمگين.....مي دانم خنده به اجبار يا لبخند اجباري خيلي سخته.......

مي دانم مرور خاطرات تورو عذاب ميدن يا شايد خنده كني اما با شك كه زيباترين حركت يك دل شكسته اينه كه با تمام شكستنش براي عشق رفتش هم بخنده هم گريه كنه....

ميدانم تو را،مي دانم كه نفس هايت سنگين است و كوچه هاي خالي رحم قدمهاي سست و خسته ات ......

ميدان سرت از فكرهاي رنج آور مملو ء شده و دلت از گريه و قلبت تپش ساده دارد و دستات در اوج گرما سرد است.....

حالا به تو ميكويند عاشق...عاشق شدنت و شكستنت تبريك.چون هر فردي لياقت عشق را ندارد.به تو عاشق دل شكسته تبريك ميگم.

 

برچسب : ,
نوشته شده در 26 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 7 | لينك ثابت |


موضوع :

اینم رازهایی در مورد عشق.حتما بخونید و مطمئنم تو زندگی تون به کار میاد

روز اول :

 راز عشق در تواضع است ؛ اين صفت به هيچ وجه نشانه تظاهر نيست بلكه نشان دهنده احساس و تفكري قوي است.ميان دو نفري كه همديگر را دوست دارند ، تواضع مانند جويبار آرامي است كه چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد.

 روز دوم:

 راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغيراند ، اما احترام دو طرف ثابت مي ماند.

اگر عقايد شريك زندگي ات با عقايد تو متفاوت است ، با احترام به نظرياتش گوش كن.

احترام باعث مي شود كه او بتواند خودش باشد.

 روز سوم:

 راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد.

عشقي كه آزادانه هديه نشود اسارت است.

 روز چهارم:

 راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگي ات را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه كوچك ، تحسين،لبخندي از رو محبت.

نگذار كه جويبار محبت از كمي باران بخشكد.

 روز پنجم :

 راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ ، با محبت تزئين كنيد.

بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را بكار كه زيبايي برويد،ضمنا فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود.

براي اينكه عشق همواره با طراوت بماند بايد به آن مثل هنر خلاقانه نگاه كرد.

 روز ششم:

 راز عشق در خوش مشربي است.شوخي با ديگران را فراموش نكن در ضمن مراقب شوخي هايت باش.

شوخي ناپسند نكن.شوخي  بايد از روز حسن نيت باشد نه نيشدار.

 روز هفتم:

 راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ،يعني تفكر را از ياد نبري.آيا يك رابطه  دراز مدت ة مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست؟

 روز هشتم:

 راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خون سردي را دوباره به دست آوري.

با اين كه احساس جلوه الهام است، اما شخص عصباني نمي تواند چيزها را با وضوح درك كند.

((قلبت را آرام كن))

تنها به اين وسيله است كه مي تواني چيزها را آنگونه كه هستند دريابي.

 روز نهم:

 راز عشق در اين است كه طرف متقابلت را تحسين كني.هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين غافل نشو.

مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي:دوستت دارم. گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.

 روز دهم:

 راز عشق در اين است كه در سكوت يكديگر را بگيريد. كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد.

 روز يازدهم:

 راز عشق در اين است كه به عشق بيشتر از يكديگر احترام بگذاريد ،زيرا عشق هديه ازلي خداوند است.

 روز دوازدهم:

 راز عشق در توجه كردن به لحن صدا است براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آنرا از قلب برآوريد، سپس رهايش كنيد تا بلند بشود و به سمت پياني برود تارهاي صوتي را آرام و رها نگه دار.

اگر احساسات قلبي ات را به وسيله صدا بيان كني، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد.

 روز سيزدهم:

 راز عشق در اين است كه بيشتر با نگاه حرف بزني ، زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند.

اگر هنگام صحبت كردن از نگاه استفاده كني، مثل آن است كه پنجره ها را با پرده هاي زيبايي بيارايي و به خانه گرما و جذابيت ببخشي.

 روز چهاردهم:

 راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد، زيرا نقص همواره جزء لا ينفك انسان است ذهنت را بر ارزشهايي متمركز كن كه شما را ره يكديگر نزديك تر مي كند نه بر مسائلي كه بين شما فاصله مي اندازد.

 روز پانزدهم:

 راز عشق در اين است كه حس تملك را از خود دور كني.

در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود.

شريك زندگي ات را با طناب نياز مبند.

گياه هنگامي رشد مي كند كه آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده كند.

 روز شانزدهم:

 راز عشق در اين است كه شريك زندگي ات را در چارچوبي كه خودت مي پسندي حب كني.

عيب جويي باعث تباهي مي شود.

همه چيز را همان طور كه هست بپذير ، تا هر دو شاد باشيد.

قانون طلايي اين است :

نقاط قوت را تقويت كن، و ضعف ها رو نه تقويت كن نه تقبيح. هرگز سعي نكن با سوزاندن ، جلوي خونريزي زخم را بگيري.

 روز هفدهم:

 راز عشق در اين است كه هنگام سوء تفاهم، فقط به اين فكر نكني

 كه طرف مقابل چگونه ناراحتت كرده است.

در عوض به راه حلي فكر كني كه در آينده از بروز چنين سوء تفاهم هايي جلو گيري كني.

 روز هجدهم:

 راز عشق در اين است كه هيچكدام خود را معلم ديگري ندانيد.به عبارت ديگر از اينكه مي توانيد از يكديگر ياد بگيريد ، سپاسگزار باشيد.

 روز نوزدهم:

 راز عشق در اين است كه وقتي پيشنهادي به ذهنت مي رسد به نياز خودت براي بيان آن فكر نكني، بلكه به علاقه ديگري به شنيدن آن فكر كني.

اگر لازم بود،حتي ماه ها صبر كن تا آمادگي شنيدن آنچه را مي خواهي بگويي پيدا كنيد.

 روز بيستم:

 راز عشق در اين است كه باورها ،آرمان ها و اهدافتان را با يكديگر در ميان بگذاريد.

 روز بيست و يكم:

 راز عشق در آرامش است، زيرا آرامش باعث تكامل عشق مي شود. عشق هواي نفس و احساسات شديد نيست.

عشق انسان ها نسبت به يكديگر بازتابي از عشق ازلي است خداوندگار آرامش كامل است.

  روز بيست و دوم:

 راز عشق در اين است كه در وجود يكديگر عاشق خدا باشيد،تا همواره علي رغم همه اشتباهات، تشنه رسيدن به كمال باشيد، چرا كه بشر همواره علي رغم موانع فراوان، سعي مي كند به سمت آرمان هاي جاودانه حركت كند.

 روز بيست و سوم:

 راز عشق در اين است كه محبت تان را بسط دهيد تا تبديل به عشق واقعي ميان دو انسان شود.سپس آن عشق را كه دست پرورده  پرودگار است بسط دهيد تا بشريت و كل مخلوقات را در بر گيرد.

 روز بيست و چهارم:

 راز عشق در اين است كه به ديگري لذت ببخشي ، ولي عشق را براي لذت نخواهي.زيرا عشق حقيقي هوا و هوس نيست.

هرچه نفس قوي تر باشد تقاضق هايش بيشتر ميشود و هر چه تقاضا هاي نفس قوي تر باشد ، خود پرستي را در تو بيشتر و بيشتر تقويت مي كند.

عشق چهره واقعي خود را در ملايمت و مهرباني آشكار مي كند، نه در لذت جويي.

 روز بيست و پنجم:

 راز عشق در مراعات حال ديگري است .هر قدر كه ملاحظه حال ديگران را مي كني ،كسي را كه دوست داري بيشتر ملاحه كن.

 روز بيست وششم:

 راز عشق در اين است كه جاذبه اي خود را با ديگري قسمت كني.

جاذبه نيرويي لطيف  و نافذ است كه از ديگري دريافت مي كني.اين نيرو تنها با بخشش رشد مي كند.

 روز بيست و هفتم:

 راز عشق در ايجاد تنوع زندگي است .نگذار سيم هاي كوك نشده ساز، نغمه زندگي عاشقانه تان را به نوايي غم انگيز تبديل كند.

 روز بيست و هشتم:

 راز عشق در اين است كه در هر فرصتي در كنار هم آرام بگيريد، با هم تنها باشيد، و افكارتان را با يكديگر در ميان بگذاريد.

قرار بگذاريد كه بيشتر با هم تنها باشيد تا بتوانيد خودتان باشيد.

  روز بيست و نهم:

 راز عشق در اين است كه با زمانه كناربياييد.اميع عشقتان را طوري نگه داريد كه به بتوانيد گودالهايي را كه زندگي پيش پايتان مي گذارد ، پر كني.

 روز سي ام:

 راز عشق در اين است كه به محبوبتان قدرت و آرامش بدهيد و از او قدرت و آرامش دريافت كنيد، اما نه با اصرار.

 روز سي و يكم:

 راز عشق در استواري است.در فصول مختلف زندگي، عشقتان را مانند كوه بلندي استوار، مانند خاك حاصلخيزي پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مركزيت نگه داريد، كه همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش كنند.

برچسب : ,
نوشته شده در 26 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 8 | لينك ثابت |


موضوع :

موضوع :

 

 حباب اگر نفس بكشد ، ميميرد

 

 

سلام به نازنيني كه ديروز عاشقي مان را بيش از غرورش دوست داشت و امروز كه غرورش را بيش از من دوست دارد.
 

 

دياري كه در آن نيست كسي يار كسي يا رب اي كاش نيقتد به كسي كار كسي.

 

 

پازل دل يكي رو بهم زدن هنر نيست هر وقت با تيكه هاي شكسته دل يك نفر ، يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي

 

 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با شنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم.

 

 

نمي بخشمت....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي....بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .....نمي بخشمت .....بخاطر دلي كه برايم شكستي .....بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي.....نمي بخشمت .....بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي.... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي محبت از درخت آموز كه حتي سايه از هيزم شكن هم بر نمي دارد.

 

 

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم.

 

 

زندگب زيباست نه به زيبايي حقيقت. حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي.....جدايي سخت است نه به سختي تنهايي.

 

 

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارندحاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند....

 

 

 

كتاب عشق است.ساده ترين درس زندگي آن است : هرگز كسي را ميازار . محبت خرجي ندارد ، در حالي كه همه چيز را خريداري ميكند . خوشبخت كسي است كه خدا دلي پر عشق به او ارزاني كرده است وقتي قدرت عشق غلبه كند بر عشق به قدرت ، اون وقته كه دنيا طعم صلح رو ميچشه ، بهتر اينه كه غرورت رو به خاطر عشقت فراموش كني تا عشقت رو به خاطر غرورت.

 

 

هر كسي هم نفس شد دست آخر قفسم شد . من ساده به خيالم كه همه كاروكسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خندهاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد.

 

 

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودت است عزيزم محبت را در پاكي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني كردم و بدان كه زيباترين لحظه هايم در كنار تو بودن است.

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

 

براي دل افتاده يه اتفاق ساده ، به سادگي دل من دل به دل به تو داده

 

گفتي دوستت دارم . قلبم تندتر از هميشه تپيد لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند . با صدايت مرا نوازش کردي تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکيه کردم و ارام شدم

 

چه زيباست نوشتن وقتي مي داني او مي خواند چه زيباست سرودن وقتي مي داني او مي شنود و چه زيباست جنون وقتي مي داني او مي بيند

 

مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است که براي يه پروانه خسته بهترين جاي رسيدن به آرامشه

 

هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمي انداخت؛چه شب هايي طلوعت را به جانم منتظر بودم

برچسب : ,
نوشته شده در 26 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 1 | لينك ثابت |


موضوع :

بزار دستا تو دستام ، بيا جلو بشنو تو حرفام من تنهام ، تو رو ديدم و شدم ديوونه ، قلب من قدر تو رو ميدونه .

 

 

 

قلب مو بردي با خودت ، روياهام حلقه زدن به دورت به شوقت ، بردم از يادم شب تاريك رو ، با مهتابي ميشم مال تو .

 

 

  

خواستم كه رك بهت بگم  چقدر دوست دارم عاشقتم و برات ميميرم به خدا ،   از وقتي تو رو پيدا كردم و نميشه دلم از تو جدا.

 

 

 

كنار هر قطره اشكم هزار خاطره دفنه ، اينقد خاطره داريم كه گويي قد يك قرنه ، گلو ميسوزه از عشقت عشقي كه مثل زهره ، ولي بي عشت تو هر دم خنده با لبهاي من قهره.

 

 

 

عكس تو هميشه اينجاست ، كه نده دوريت عذابم ، بشمارم چندتا ستاره ، كه ببينمت تو خوابم ، بيا با من قدم بزن تو كوچه درد دلام ، بكشنه تنهايي من با يك تبسم يه سلام ، پاييز مياد از اشكتو ، واسه خودش غم مياره ، بهار پيش رنگ نگات ، قشنگيشو كم مياره.

 

  

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

 

   

 

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

   

 

به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

 

 

هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت قلبت و هي در مي زنم پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده

 

 

نگاه به چشمهاي آرام و خسته من نكن، اين چشم يك دنيا اشك در آن است! نگاه به چهره پريشان من نكن، اين چهره، عاشق چهره توست! دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من هستي! دوستت دارم چون زماني كه دفتر عشق را مي گشايي و ميخواني با خواندن نوشته هايم اشك از چشمانت سرازير مي شود. دوستت دارم چون از زندگي و دنيا گذشته‌اي تا با من بماني.

 

 

 سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد بـی مـروت گریـه ام را دیــد و رفـت چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت

 

 

هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

 

 

تو را به بلندی کوه‏ها، پهنای دشت‏ها، عمق دریاها و به زیبایی گل‏ها دوست دارم. تو را به اندازه‏ی تمام وجودت دوست دارم زیرا هیچ‏کس را بدین‏سان دوست نداشته‏ام! با حسرت سری جنباند و گفت: متاسفم از اینکه نمی‏توانم حرف‏هایت را باور کنم زیرا قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد.

 

 

ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/ مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

 

آدما مثله يه كتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند ... پس تو هم سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتابه ديگه

 

 راز من ... عشق من..... از چشم ترم زود مرو... صد جانم به فدايت ز برم زود مرو نكنم شكوه كه دير آمدي در بر من لااقل دير آمدي به سرم زود مرو بنشين يك دم واز چشم ترم زودمرو اي شكسته تو شكستي مويه كردي .... گريه كردي ... از ته دل غصه خوردي . من با هاتم . خاك پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بي تو من جايي ندارم... بي تو فردايي ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بي تو من هيچ....

 

 قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد... ايستادن بر روي دو پا آن لحظه كه...به زمين خوردم!!!

 

 گفتمش آغاز درد عشق چيست؟.... گفت آغازش سراسر بندگيست.... گفتمش پايان آن را هم بگو.... گفت پايان همه شرمندگيست.... گفتمش درمان دردم را بگو.... گفت درماني ندارد بي دواست.... گفتمش يک اندکي تسکين آن.... گفت تسکينش همه سوز …. فنا ست نيکوست

 

وارونه چه معنا دارد؟ خواهر كوچكم اين را پرسيد من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت: روي ديوار و درختان ديدم باز هم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده بَرَم داشت كه طفلك ترسيد ، بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي? وارونه چه معنا دارد

 

تو يعني در سحرگاهي طلايي به يک احساس تشنه آب دادن تو يعني نسترن هاي وفا را به رسم مهرباني تاب دادن تو يعني غربت يک اطلسي را ز شوق آرزو سرشار کردن تو يعني با طلوع آبي مهر صبور و شوق آرزو سرشار کردن تو را آن قدر در دل مي سرايم که دل يعني ترا زيبا سرودن فداي تو شقايق احساس و روياي بي آغاز سرودن

 

و یک ذره احساس محبت و عشق در وجودش نیست  اوکه باید بخواند نمی فهمد عشق چیست ، شکستن یه قلب چه دردیست دردناک آری او که باید بخواند دیگر لایق این دفتر و نوشته های دلتنگیم  نیست......

 

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

 

کاش می شد بار دیگر نوشت از سر نوشت ...

برچسب : ,
نوشته شده در 26 / 9 / 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 2 | لينك ثابت |


آخرین مطالب
» پسرک ودختر[پنجشنبه 26 آذر 1388] [7]
» رازعشق[پنجشنبه 26 آذر 1388] [8]
» نامه[پنجشنبه 26 آذر 1388] [8]
» یادت باشه[پنجشنبه 26 آذر 1388] [1]

ص�?حات
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد